تبلیغات
!...نه از مهر و نه از کین مینویسم، نه از کفر و نه از دین مینویسم، دلم خون است، از این مینویسم
یاس بی تحمل

دیگه دوستت ندارم
نه دیگه تورو می خوام ، نه چشمای سیاهتو
نه دیگه عشق رو می خوام ، نه دل مهربونتو
نه دیگه دلم تنگ برات ، نه دیگه اسیرتم
نه قلبم می تپه برات ، نه دیگه دیوونتم
نه دیگه بهارو دوست دارم ، نه بارونو
نه ستاره رو دارم ، نه سوگل قصه هامو
نه دلی مونده واسم که بخواد عاشقت باشه
نه دیگه چشمی دارم که بخواد منتظرت باشه
نه حسی مونده واسم که بخواد واست دعا کنه
نه خیالتو به سر دارم تا بگم خدا خدا خدا کنه
نه دیگه می خوام به عشق تو اسیر باشم
نه می خوام مثل قدیم دربه در و حقیر باشم
نه دیگه حرف های قشنگتو یه لحظه باور ندارم
نه تو این سیاهی ها ، من حس یار و یاور ندارم
نه عشقمی ، نه ماهمی ، نه دیگه فرشته نیازمی
نه اشکمی ، نه سازمی ، نه دیگه پرنده خیالمی
نه دیگه ، نمی خوام تو رو ، برو ، دوستت ندارم
نه ، یه بار دیگه بهت بگم : من دیگه دوستت ندارم



ساده

همه چی ساده شروع شد
تو مسیر یه خیابون
توی یک غروب پاییز
زیر چتر خیس بارون

یه نگاه ساده از تو
یه سلام ساده از من
چندتا لبخند دروغین
چند قدم پیاده رفتن
چندتا پرسش از گذشته
چندتا حرف کودکانه
دل زدن به قلب دریا
یه سوال عاشقانه

همه چی ساده شروع شد
ساده مثل دل سپردن
مثل عاشق شدن تو
مثل عاشق شدن من

هر قدم که با تو رفتم
هنوزم به خاطرم هست
کوچه ها تموم نمی شد
حتا کوچه های بن بست!

همه چی ساده شروع شد
تو مسیر یه خیابون
توی یک غروب پاییز
زیر چتر خیس بارون




نشنو از نی

بگذر از نی, من حکایت میکنم
و ز جدایی ها شکایت میکنم
نی کجای این نکته ها آموخته
نی کجا داند نیستان سوخته
بشنو از من بهترین راوی منم
راست خواهی هم نی و هم نی زنم
نشنو از نی...نی نوای بی نواست
بشنو از دل دل حریم کبریاست
نی بسوزد خاک و خاکستر شود
دل بسوزد خانه دلبرشود



یاس

شاید آنروز که سهراب نوشت:

تا شقایق هست زندگی باید کرد،

خبر از دل پر درد گل یاس نداشت!

باید اینجور نوشت:

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبارست...




ضامن

دلم اندازه ی این ابرا پره

بس که بدبختی تو تورم می خوره
بیگناه توی جهنم افتادیم
دیگه از چشم خدا هم افتادیم
آقا جون میگن که رخصت نمیدی
به کسی برگ ضمانت نمیدی
میگن از این آدما دلت پره
میگن از برو بیا دلت پره
روی گنبدت کبوتر نمیخوای!
توی خواب غصه دارا نمیای
!
در رو وا کن آقا جون ببین منم

اومدم دو خط باهات حرف بزنم
بگو تو به کفترات غذا میدی
هنوزم مریضا رو شفا میدی

اومدم بهت بگم زمستونه
تن گنجشکا اسیر بارونه
چوپونا گرگا رو گله می برن
دیگه اینکه آهوا در خطرن
تو کتاب درسای تیکه پاره
دیگه سارا یه انارم نداره
بین گرگا نمیشه آهو باشی
شیشه باشی ، زودتر از هم میپاشی

مرحم زخمای باورم میشی؟
آقا جون ضامن کفترم میشی؟
جوجه هام گشنه خوابیدن دوباره
نون بدبختی که خوردن نداره
بوی خاک میدن گلای نسترن
خروسا هی دم به دم اذون میگن

جوجه های کابلی پا ندارن
دیگه از گرسنگی نا ندارن
تو فلسطین اگه بارون بزنه
جوجه رو دست باباش جون میکنه
آدما با گوله آهنگ میزنن
کفترا به آدما سنگ میزنن
سفره دل رو نمیشه وا کنی
همه جا جنگه اگه نگا کنی
زندگی مساوی اسارته
دیگه از کجاش بگم ؟ قیامته
تو رو جدتون شما کاری کنین
دیگه امنیت نداریم رو زمین

میتونین کفترا رو جواب کنین؟
نمیخواین محض خدا ثواب کنین؟
دلتون میداد بگین حقتونه؟
ما نیومدیم پی آب و دونه
اومدیم به ما عنایت بکنی
جوجه هامونو ضمانت بکنی
اومدیم پر بزنیمبه راه راست
گوش به زنگیم ... بقیش دست شماست

شما که گنبد و گلدسته دارین!
این همه زائر دلخسته دارین

شما که خوب میدونین منتظرم
سهم کفترا رو هم بدین ، برم
میدونی؟ چیز زیادی نداریم
عوضش حقمونو که بگیریم
دلمونو فرش راتون می کنیم
تا نفس داریم دعاتون می کنیم
یادمون نمیره رحمت شما
سر سال میایم زیارت شما
قهوه ای رو رد می کنیم
جوجه ها رو نذر گنبد می کنیم
آقا جون حالا دیگه وقت دعاس
نوبتی هم باشه ، نوبت شماس
دعا مستجاب میشه وقت اذون
این شما ... اینم خدای مهربون ...
 



 

: آرشـــیو
◊ فروردین 1387 (1)
◊ بهمن 1386 (5)
◊ دی 1386 (14)
◊ آذر 1386 (18)


: آمار وبــــــــــلاگ
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :


صفحــــــات ...
1 2 3 4 5 6 7 ...



Zbody>